تبليغاتX
 ارونا
ارونا
*~*~شاید این جمعه بیاید شاید ... ~*~*

سحر از دامن نرجس، برآمد نوگلي زيبا 
گلي کز بوي دلجويش، جهان پير شد برنا

زهي سروي که الطافش، فکنده سايه بر عالم 
زهي صبحي که انفاسش، دميده روح در اعضا

سپيده دم ز درياي کرم برخواست امواجي 
که عالم غرق رحمت شد، از آن مواج روح افزا

به صبح نيمه شعبان تجلّي کرد خورشيدي 
که از نور جبينش شد، منوّر ديده زهرا

چه مولودي که همتايش نديده ديده گردون 
چه فرزندي که مانندش، نزاده مادر دنيا

به صولت تالي حيدر، به صورت شبه پيغمبر 
به سيرت مظهر داور، وليّ والي والا

قدم در عرصه عالم، نهاده پاک فرزندش 
که چِشم آفرينش شد، ز نورش روشن و بينا

به پاس مقدم او شد، مزيّن عالم پائين 
ز نور طلعت او شد، منوّر عالم بالا

چو گيرد پرچم (انّا فتحنا)، در کف قدرت 
لواي نصرت افرازد، بر اين نُه گنبد خضراء

شها چشم انتظاران را، ز هجران جان به لب آمد 
بتاب اي کوکب رحمت، بر افکن پرده از سيما

تو گر عارض بر افروزي، جهان شود روشن 
تو گر قامت برافرازي، قيامت ها شود برپا

تو گر لشگر برانگيزي، سپاه کفر بُگريزد 
تو گر از جاي برخيزي، نشيند فتنه و غوغا

بيا اي کشتي رحمت، که دريا گشت طوفاني 
چو کشتيبان توئي، ما را چه غم از جنبش دريا

خوش آن روزي که برخيزد، ز کعبه بانگ جاء الحقّ 
خوش آن روزي که برگيرد، حجاب از چهره زيبا

اشعار از شاعر محترم: مرحوم دکتر قاسم رسا «ره»




| *| نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388 و ساعت 11:7 توسط ارونا |
*~*~سال اصلاح الگوی مصرف~*~*

با توجه به اینکه امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده خواستم در انجام این امر قدری خوانندگان عزیز رو یاری کنم.

دخترا

  توی ماهيتابه روغن ميريزن
  اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
  تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
  
چند دقيقه بعد نیمروی اماده رو نوش جان میکنن

پسرا


توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سرکه همراهه دود اشپزخونه رو برمیداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رواستشمام میکنن و میدون تو اشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

 




| *| نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388 و ساعت 15:43 توسط ارونا |
*~*~سال نو مبارک~*~*

احتراما به استحضار می رساند:

با عنایت به سپری گردیدن سال هزار و سیصد وهشتادو هفت و لزوم برخوردار گردیدن عموم هم میهنان ارجمند از سال هزار و سیصد وهشتاد وهشت و با عنایت به ضروری بودن آرزوی موفقیت وشادکامی در سال نو ، اینجانب بر خود فرض می داند که با آرزوی موفقیت وشادکامی در سال نو ، مراتب امتنان قلبی خود را از بنده نوازی های آن خوانندگان گرام معروض بدارد.

با آرزوی موفقیت و شادکامی

امضا ارونا



| *| نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388 و ساعت 15:36 توسط ارونا |
*~*~عیدتان مبارک~*~*

پیامبر گرامی اسلام فرمودند:ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر که تو را دوست بدارد ، رستگار شود و هر که تو را دشمن بدارد ، به هلاک افتد. 

امروز بگو،مگو چه روز است؟

تا گويمت اين سخن به اكرام

موجود شد از براى امروز 
آغاز وجود تا به انجام

امروز ز روى نص قرآن‏ 
بگرفت كمال،دين اسلام

امروز به امر حضرت حق‏ 
شد نعمت حق به خلق اتمام

امروز وجود پرده برداشت‏ 
رخساره خويش جلوه‏گر داشت

امروز كه روز دار و گير است‏ 
مى ده كه پياله دلپذير است

از جام و سبو گذشت كارم‏ 
وقت خم و نوبت غدير است

امروز به امر حضرت حق‏ 
بر خلق جهان على امير است

امروز به خلق گردد اظهار 
آن سر نهان كه در ضمير است

عالم همه هر چه بود و هستند 
امروز به يك پياله مستند

      شعر از آية الله ميرزا حبيب الله خراسانى

متن کامل خطابه غدیر در ادامه مطلب



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 12:26 توسط ارونا |
*~*~لاستیک پنچر~*~*

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.
اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.
بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.
آنها به استاد گفتند: ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....
استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....
آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....
سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود:
کدام لاستیک پنچر شده بود....؟!!!


| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 19:32 توسط ارونا |
*~*~بازی برنامه نویس و مهندس ~*~*

یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوایى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.

برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟»

برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند. بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید!



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 19:17 توسط ارونا |
*~*~آغاز ثبت نام آزمون کارشناسی ارشد سال 87 ~*~*

تبت نام آزمون كارشناسي ارشد ناپيوسته داخل سال 1388 از 87/8/12 تا 87/8/20 و تاریخ برگزاری آزمون 23، 24، 25 و 26  بهمن ماه 1387 می باشد.


| *| نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387 و ساعت 10:23 توسط ارونا |
*~*~روز دختر مبارک~*~*


اول ذیعقده را عده ای سال روز ولادت فاطمه معصومه سلام الله علیها می دانند . براساس این نقل , این بانوی بزرگوار در اول ذیعقده سال 173 هـ . ق در مدینه ی منوره دیده به جهان گشود و پس از 28 سال زندگی , به هنگام عزیمت به خراسان , در شهر مقدس قم به دیار ابدی شتافت .
در سال 200 هـ . ق که هنوز بیش از یک سال از سفر ثامن الحجج حضرت امام رضا علیه السلام به خراسان نگذشته بود , حضرت فاطمه معصومه (س ) به همراه عده ای از برادران خویش به منظور دیدار با امام رضا(ع ) رهسپار خراسان شد.
مسیر حرکت حضرت معصومه (س ) طوری بود که می بایست از شهرهای مرکزی ایران عبور کرده به خراسان عزیمت کند. پس از آن که کاروان حضرت معصومه (س ) به ساوه رسید , حضرت معصومه (س ) در آن شهر به شدت بیمار شد. در این هنگام بود که فاطمه معصومه (س ) از کاروانیان درخواست کرد به سوی قم که مرکز شیعیان بود , حرکت کنند. البته پیش از حرکت حضرت معصومه (س ) به قم , گروهی از بزرگان قم به ساوه رفتند و از آن بزرگوار دعوت کردند از قم دیدار نماید. بدین ترتیب , فاطمه معصومه (س ) به سوی قم رهسپار شدند و پس از آن که هفده روز در این شهر اقامت گزیدند , سرانجام بر اثر بیماری چشم از جهان فرو بستند. پس از دفن پیکر مطهر این بانوی بزرگوار در خاک قم , این شهر اهمیتی کم نظیر در تاریخ مذهبی ایران یافت و ملجا عاشقان اهل بیت شد.
حضرت معصومه (س ) که زاده ی خاندان رسالت و امامت است , جامع فضایل و کمالات معنوی می باشد. آن بزرگوار در بیت امامت چنان تربیت شده بود که بهترین صفات الهی را زیور وجود خویش کرده بود و در عبادت مرتبه ای عظیم داشت . شب زنده داری ها و راز و نیازهای شبانه ی این کریمه ی اهل بیت یادآور عبادت ها و راز و نیازهای پدر بزرگوارش حضرت امام موسی کاظم علیه السلام بود. حضرت فاطمه ی معصومه در قلمرو علم و دانش نیز سرآمد بانوان روزگار خویش بود و در کتب روایی , روایات متعددی از آن بزرگوار نقل شده است . غالب محتوای این روایات , اهمیت امامت و جایگاه اهل بیت رسول اکرم (ص ) را در اسلام به مسلمانان گوشزد می نماید.
بزرگواری و فضائل حضرت فاطمه ی معصومه (س ) در حدی است که ائمه اطهار زیارت بارگاه شریف این بانوی بزرگوار را مورد تاکید قرار داده اند.
پیش از آن که حضرت معصومه (س ) دیده به جهان بگشاید , حضرت امام صادق علیه السلام درباره ی اهمیت زیارت مرقد این بانوی علوی فرمودند :
برای خدا حرمی است و آن مکه است و برای رسول خدا(ص ) حرمی است و آن مدینه است و برای امیرالمومنین (ع ) حرمی است و آن کوفه است و برای ما حرمی است و آن شهر قم است , به زودی بانویی از فرزندان من در آن جا دفن خواهد شد که نامش فاطمه است , هرکس که او را زیارت کند بهشت بر او واجب خواهد شد.
« امام رضا(ع ) و امام جواد(ع ) نیز کلامی قریب به این مضمون دارند که حکایت از فضیلت و بزرگواری فاطمه ی معصومه سلام الله علیها می کند.
امام هشتم حضرت رضا علیه السلام می فرماید :
کسی که مرقد حضرت معصومه را در قم زیارت کند , بهشت پاداش اوست .
امام نهم حضرت جواد علیه السلام نیز فرموده اند :
کسی که قبر عمه ی مرا در قم زیارت کند , بهشت از برای اوست .
در زیارت نامه ی حضرت معصومه نیز عباراتی وجود دارد که حکایت از علوشان این بانوی پاک و مطهر می کند. در بخشی از زیارت نامه ی حضرت می خوانیم .
السلام علیک یا ایتهاالطاهره الحمیده البره الرشیده التقیه النقیه الرضیه و رحمه الله و برکاته .
در پایان سال روز ولادت با سعادت حضرت معصومه سلام الله علیها را که فروغ فروزانی از بیت امامت در میهن اسلامی ما هستند , به همه ی عاشقان اهل بیت تبریک می گوییم .



| *| نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387 و ساعت 12:2 توسط ارونا |
*~*~به تو با عشق~*~*

من ادعا نمي کنم، همواره به ياد کساني هستم که دوستشان دارم ولي مي توانم ادعا کنم که لحظاتي که به يادشان نيستم نيزدوستشان دارم.


| *| نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387 و ساعت 19:29 توسط ارونا |
*~*~عنکبوت پرنده خوار اقیانوسیه~*~*

در دنياي وحش اتفاقات نادري رخ مي دهد كه عموماً بدليل در دسترس نبودن عكاس،لحظاتي باورنكردني ثبت نمي شود ولي اينبار گونه خاصي از عنكوبتهاي بومي اقيانوسيه در استراليا(Golden Orb Weaver) پرنده اي از گونه فنچ را در تارهاي محكم و طويل خود اسير كرده و طعمه خود ساخته است،به گزارش زيست بوم شناسان استراليايي اين گونه عنكبوت معمولاً به اندازه كف دست يك انسان بالغ رشد مي كند ولي نمونه هايي در شمال استراليا با ابعاد بزرگتر هم گزارش شده اند ، شكار و خوردن پرنده از رفتارهاي نادر براي اين نوع عنكبوت به شمار مي رود.



                       


| *| نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387 و ساعت 15:48 توسط ارونا |

 

 

faezeh& sara (4/15/2009 10:18:32 Þ.Ù):

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ